هنگام برنامهریزی برای نصب تجهیزات اضافی درون یک کانتینر، زمان بگذارید و واقعاً بررسی کنید که فضای واقعی چقدر است و ساختار کانتینر چه چیزی را میتواند تحمل کند. فاصلههای خالی اطراف مخازن سوخت، تابلوهای کنترل و محل عبور دودکش را بررسی کنید. حداقل ۳ فوت (حدود ۹۰ سانتیمتر) فاصله بین این قطعات و دیوارها را حفظ کنید تا تکنسینها بتوانند بهطور ایمن برای تعمیر و نگهداری وارد شوند، همانطور که در اکثر صنایع توصیه میشود. نقشههای فنی کانتینر را بررسی کنید تا نقاط مستحکم آن را پیدا کنید. نصب واحدهای جانبی دقیقاً بالای تیرهای عرضی فولادی، از مشکلات مربوط به ترک خوردن یا فرورفتگی کف در طول زمان جلوگیری میکند. هر تجهیز اضافی که وزنی بیش از نیم تن داشته باشد، معمولاً به سازههای پشتیبانی اضافی نیاز دارد تا همه چیز در هنگام لرزش یا ارتعاش پایدار بماند. همچنین، فراموش نکنید که مقررات محلی ساختمان در مورد زلزله و بادهای شدید را دوباره بررسی کنید. عدم رعایت این الزامات میتواند در صورت وقوع حوادث جدی طبیعی، مشکلات بزرگی ایجاد کند.
هنگام کار با محفظههای کوچک، مدیریت حرارتی به همراه مشکلات مزاحم ارتعاش و نویز، واقعاً سردردسر میشود. دمای خروجی میتواند گاهی بسیار داغ شود و از ۵۰۰ درجه فارنهایت فراتر رود. این بدین معناست که تجهیزات اضافی باید بتوانند در برابر این امواج حرارتی ناگهانی مقاومت کنند، در غیر این صورت باید موانع حرارتی سرامیکی را بین قطعات نصب کنیم. برای کنترل ارتعاشات، سختافزارهای نصب باید بتوانند حداقل نیمی از نیروی شتاب گرانشی (g) را جذب کنند. این امر به جلوگیری از تشکیل ارتعاشات آزاردهندهای که با گذشت زمان باعث ضعیف شدن جوشها و اختلال در اتصالات الکتریکی میشوند، کمک میکند. برای حفظ سکوت درون محفظه، ترکیب روکش وینیل بارگیریشده با جرم بسیار مؤثر است. مشاهده کردهایم که این روش، هنگامی که به درستی با بافلهای صوتی که بهصورت استراتژیک در اطراف نقاط ورودی هوا قرار گرفتهاند، ترکیب شود، انتقال صوت را حدود ۲۵ دسیبل کاهش میدهد. همچنین نباید فراموش کرد که تجهیزات پشتیبان را کجا قرار دهیم. این تجهیزات باید از مسیرهای خروجی دور نگه داشته شوند تا صداهای با فرکانس بالا بهطور غیرضروری تقویت نشوند، اما در عین حال باید فضای کافی مطابق الزامات NEC برای ایمنی در اطراف نقاط داغ فراهم شود.
قبل از انتخاب هر سیستم کمکی، چند عامل کلیدی وجود دارد که بررسی آنها ابتدا اهمیت دارد. ولتاژ احتمالاً اساسیترین مسئله است. مطمئن شوید دستگاهی که در نظر داریم با خروجی واقعی ژنراتور سازگار باشد، چه ۱۲۰ ولت، ۲۴۰ ولت یا حتی ۴۸۰ ولت باشد. سپس باید به مدت زمانی که این تجهیزات باید کار کنند توجه کرد. اگر دستگاهی باید روزها بدون وقفه کار کند، باید قطعات به گونهای ساخته شده باشند که بتوانند بدون مشکل اضافهگرمایی، عملکرد پیوسته داشته باشند. در محیطهایی که گردوغبار همهجا پراکنده است یا هوای نمکی باعث خوردگی تجهیزات میشود، باید به دنبال رتبهبندی IP55 یا بالاتر بود. همچنین نصبهای مقاوم در برابر ارتعاشات نیز از رویههای استاندارد است و ارزش ذکر دارد. وقتی فضا محدود است، سطح سر و صدا نیز مهم میشود. دستگاهها نباید از ۴۰ دسیبل بیشتر شوند و قطعاً نباید دما از ۱۲۰ درجه فارنهایت (حدود ۴۹ درجه سانتیگراد) تجاوز کند، زیرا تجمع حرارت اضافی میتواند در آینده مشکلات مختلفی ایجاد کند.
چهار سیستم گستردهنفوذ بهطور قابلتوجهی عملکرد را افزایش میدهند:
قبل از شروع هرگونه کار نصب، سه بررسی ضروری وجود دارد که به هیچوجه نمیتوان از آنها گذشت. در مرحله اول، مقاومت ارتینگ را با استفاده از دستگاه میلیاهممتر بررسی کنید. بر اساس استاندارد NFPA 70E از سال 2023، مقادیر اندازهگیری شده باید کمتر از 0.1 اهم باشد؛ در غیر این صورت خطرات جدی الکتریکی در آینده افزایش مییابد. مرحله بعدی، اطمینان از فضای کافی در اطراف تجهیزات است. طبق مقررات OSHA مربوط به بند 1910.303(g)، باید حداقل 36 اینچ فضا در هر سمت و نه کمتر از 60 اینچ در بالای تجهیزات در نظر گرفته شود. در نهایت، تمام موارد را با دستورالعملهای سازنده در مورد مشخصات مجموعه ژنراتور ظرفی خاص مورد نظر بررسی کنید. این شامل ابعاد، محدودیتهای وزنی و یادداشتهای کوچک در مورد نحوه قرارگیری صحیح قطعات است. چرا این موضوع مهم است؟ زیرا زیرسیستمهایی مانند سیستمهای خنککننده یا خطوط سوخت، اغلب محدودیتهای دقیقی دارند که معمولاً در حدود 10 درصد از وزن کل واحد برای اضافه کردن سختافزارهای جانبی تعیین میشوند. رعایت دقیق این موارد به معنای جلوگیری از خرابیهای احتمالی در آینده است.
هنگام نصب قطعات کمکی، مهم است که آنها را روی پایههای جداساز لرزشی نصب کنید که بتوانند حداقل ۵G جذب ضربه را تحمل کنند. این پایهها به سیستم کمک میکنند تا در برابر لرزشهای مزاحم عملیاتی که همه ما با آن سر و کار داریم، مقاومت کند. برای کابلهای برق، از لولههای موجدار مورد تأیید UL استفاده کنید. همچنین فاصله مناسبی بین انواع مختلف سیمکشی نگه دارید. قانون کلی این است که حدود ۱۲ اینچ فاصله عمودی بین خطوط ولتاژ بالا بالای ۵۰ ولت و سیمکشی کنترل ولتاژ پایین حفظ شود. در مورد سنسورها و پنلها، از کابلهای جفت تابیده شیلددار بهترین عملکرد را دارد. مطابق استانداردهای IEEE از سال ۲۰۲۱، این نوع کابلکشی تداخل الکترومغناطیسی را در مقایسه با هادیهای معمولی حدود ۸۰ درصد کاهش میدهد. و فراموش نکنید که همه چیز را به درستی درزگیری کنید. تمام اتصالات باید با کانکتورهای درزگیر با رتبه IP67 به پایان برسند تا گرد و غبار و رطوبت در طول عمر مفید پوسته تجهیزات خارج بمانند.
آمادهسازی سیستمها برای عملیات پس از نصب، مستلزم اعتبارسنجی دقیق پس از نصب است. این فرآیند باید شامل آزمون بار مرحلهای در سطوح ظرفیت مختلف باشد - از ۲۵٪ شروع شده و تا عملکرد کامل ۱۰۰٪ ادامه یابد. این کار به بررسی ثبات ولتاژ، حفظ ثبات فرکانس در حدود تغییرات نیم هرتز و عدم تجاوز اعوجاج هارمونیک از حد مجاز استاندارد IEEE 519 کمک میکند. طبق گزارشهای میدانی از صنایع مختلف، انجام صحیح این اعتبارسنجی در واقع حدود یک سوم مشکلات ناشی از جزئیات یکپارچهسازی نادیده گرفته شده در حین راهاندازی را متوقف میکند. بررسیهای ایمنی نیز نیازمند توجه برابری هستند. خطوط سیال باید تحت فشارهای بسیار بالاتر از سطوح عملیاتی عادی تست شوند، ترجیحاً تا حدود ۱۵۰٪ از حداکثر ظرفیت معمول خود. تصاویر حرارتی باید نشان دهند که نقاط اتصال زیر ۹۰ درجه سانتیگراد باقی میمانند و لرزشها نباید از ۷٫۱ میلیمتر بر ثانیه تجاوز کنند که بر اساس دستورالعملهای ISO 10816-3 اندازهگیری میشوند. تمامی این آزمونها مستلزم مستندسازی دقیق هستند که شامل زمان انجام آزمونها، شرایط محیطی موجود در آن لحظه و افراد انجامدهنده باشد تا ردپایی شفاف برای اهداف انطباقپذیری و معیارهای عملکرد اولیه فراهم شود. در نهایت، اجرای رویههای واقعی خاموشکردن اضطراری و تأیید مرزهای قوس الکتریکی (arc flash) تضمین میکند که همه دقیقاً میدانند در صورت بروز مشکل چه باید انجام دهند؛ بدین ترتیب اطمینان حاصل میشود که پروتکلهای ایمنی نه تنها فقط نوشته شدهاند، بلکه در مواقع ضروری واقعاً عمل میکنند.